تبلیغات

موضوعات

آخرین نظرات

همکاران و دوستان

آمار سایت

  • تعداد مطالب : 1251
  • تعداد صفحات : 8
  • تعداد دیدگاه ها : 1901
  • تعداد کلمات سایت : 715,278
  • آی پی شما : 5.233.140.220

برچسب ها

تبلیغات

 بالن آرزو ويژه مراسم چهارشنبه سوريPC7518BVL
  دود جادويي هفت رنگ ويژه مراسم چهارشنبه سوري 4S PC7518BVL
 حشره كش برقي RIDDEX

پیوندها

متن تبلیغ اول
متن تبلیغ دوم
متن تبلیغ سوم
به سایت پی 30 یوزر خوش آمدید امیدوارم به نیاز های خود برسید
  • ریست پرینتر کانن mp550 ارور ۶C10

    ریست پرینتر کانن mp550 ارور ۶C10
  • ریست پرینتر کانن ***۴ ip

    ریست پرینتر کانن ***۴ ip
  • کرک نرم افزار YoGen Vocal Remover

    کرک نرم افزار YoGen Vocal Remover
  • سریال نامبر آفیس ۲۰۱۰ و ۲۰۱۳ ماکروسافت

    سریال نامبر آفیس ۲۰۱۰ و ۲۰۱۳ ماکروسافت
  • کرک نرم افزار converter xilisoft نسخه ۷٫۸٫۸

    کرک نرم افزار converter xilisoft نسخه ۷٫۸٫۸
  • سریال نامبر نرم افزار Mirillis Action

    سریال نامبر نرم افزار Mirillis Action
  • کرک نرم افزار محبوب ۳D max 2013

    کرک نرم افزار محبوب ۳D max 2013
  • دانلود سریال نامبر نرم افزار Acme CAD Converter 2013 8.6.1...

    دانلود سریال نامبر نرم افزار Acme CAD Converter 2013 8.6.1
داستان شیر با هوش و موش بازیگوش | نوجوانان

داستان شیر با هوش و موش بازیگوش | نوجوانان

تاریخ : سه شنبه، ۱۹ مرداد ۱۳۸۹
۰دیدگاه
نوشته:میثم جعفری
داستان شیر با هوش و موش بازیگوش | نوجوانانReviewed by میثم جعفری on Aug 10Rating:
امتیازی داده نشده

داستانشیر با هوش و موش بازیگوش

>>> جهت مشاهده ی متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید …!!!

+ یکی بود یکی نبود در جنگلی سرسبز موش بازیگوشی زندگی می کرد. او هر روز برای تفریح و بازی از سوراخ لانه اش خارج می شد. موش بازیگوش آن روز هنگام گردش چشمش به شیر بزرگ جنگل افتاد که کنار کنده ی درختی به خواب عمیقی فرو رفته بود. موش دید که شیر خور خور بلندی می کند و به خواب عمیقی فرو رفته است، بلافاصله تیر و کمانش را در آورد و سنگ بزرگی را به چشم شیر زد و او را از خواب بیدار کرد. شیر از خواب پرید و با عصبانیت غرش بلندی کرد و جستی زد و موش را گرفت…


داستانشیر با هوش و موش بازیگوش

>>> جهت مشاهده ی متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید …!!!

+ یکی بود یکی نبود در جنگلی سرسبز موش بازیگوشی زندگی می کرد. او هر روز برای تفریح و بازی از سوراخ لانه اش خارج می شد. موش بازیگوش آن روز هنگام گردش چشمش به شیر بزرگ جنگل افتاد که کنار کنده ی درختی به خواب عمیقی فرو رفته بود. موش دید که شیر خور خور بلندی می کند و به خواب عمیقی فرو رفته است، بلافاصله تیر و کمانش را در آورد و سنگ بزرگی را به چشم شیر زد و او را از خواب بیدار کرد. شیر از خواب پرید و با عصبانیت غرش بلندی کرد و جستی زد و موش را گرفت.

موش گریه و زاری سر داد، عذر خواهی کرد و گفت: خوردن من فایده ای ندارد، من را آزاد کن تا در آینده خوبی تو را تلافی کنم. شیر به سادگی موش خندید و چون شکمش سیر بود او را آزاد کرد. چند روز بعد شیر هنگامی که در جنگل قدم می زد در تور صیادها گرفتار شد و هر چه تلاش کرد نتوانست تور را پاره کند بنابراین شروع به داد زدن کرد. موش که در همان اطراف قدم می زد صدای شیر را شنید و به طرف شیر رفت و بلافاصله شروع به جویدن تور کرد و شیر را آزاد کرد. شیر با خوشحالی از موش تشکر کرد و فهمید که هیچ حیوانی را نباید در جنگل دست کم بگیرد چون اگر آن روز موش را آزاد نکرده بود دیگر نمی توانست از تور صیاد نجات پیدا کند.

برچسب ها :
در صورت وجود پسورد در فایل های دانلود شده پسورد مورد نظر : www.p30user.com



تبلیغات

آخرین ارسال ها

دانلود سریع نرم افزار ها

تبلیغات متنی

رتبه سایت ما

با عضویت در خبرنامه ی ما از آخرین مطالب ما در ایمیل خود با خبر شوید