تبلیغات

موضوعات

آخرین نظرات

همکاران و دوستان

آمار سایت

  • تعداد مطالب : 1251
  • تعداد صفحات : 8
  • تعداد دیدگاه ها : 1901
  • تعداد کلمات سایت : 715,278
  • آی پی شما : 136.243.36.91

برچسب ها

تبلیغات

 بالن آرزو ويژه مراسم چهارشنبه سوريPC7518BVL
  دود جادويي هفت رنگ ويژه مراسم چهارشنبه سوري 4S PC7518BVL
 حشره كش برقي RIDDEX

پیوندها

متن تبلیغ اول
متن تبلیغ دوم
متن تبلیغ سوم
به سایت پی 30 یوزر خوش آمدید امیدوارم به نیاز های خود برسید
  • ریست پرینتر کانن mp550 ارور ۶C10

    ریست پرینتر کانن mp550 ارور ۶C10
  • ریست پرینتر کانن ***۴ ip

    ریست پرینتر کانن ***۴ ip
  • کرک نرم افزار YoGen Vocal Remover

    کرک نرم افزار YoGen Vocal Remover
  • سریال نامبر آفیس ۲۰۱۰ و ۲۰۱۳ ماکروسافت

    سریال نامبر آفیس ۲۰۱۰ و ۲۰۱۳ ماکروسافت
  • کرک نرم افزار converter xilisoft نسخه ۷٫۸٫۸

    کرک نرم افزار converter xilisoft نسخه ۷٫۸٫۸
  • سریال نامبر نرم افزار Mirillis Action

    سریال نامبر نرم افزار Mirillis Action
  • کرک نرم افزار محبوب ۳D max 2013

    کرک نرم افزار محبوب ۳D max 2013
  • دانلود سریال نامبر نرم افزار Acme CAD Converter 2013 8.6.1...

    دانلود سریال نامبر نرم افزار Acme CAD Converter 2013 8.6.1
تولد امام زمان ( نیمه شعبان )۱۳۹۰/۰۴/۲۶

تولد امام زمان ( نیمه شعبان )۱۳۹۰/۰۴/۲۶

تاریخ : شنبه، ۲۵ تیر ۱۳۹۰
۰دیدگاه
نوشته:میثم جعفری
تولد امام زمان ( نیمه شعبان )1390/04/26 Reviewed by میثم جعفری on Jul 16Rating:
امتیازی داده نشده

بعد از شهادت امام هادی (ع ) توسط معتزعباسی در سال ۲۵۴ هجری ، زندگی بر امام حسن عسگری (ع ) توسط ماموران امنیتی عباسی سخت شد در حالیکه نوشتن کتاب احادیث توسطعلمای اهل سنت مانند «محمدبن اسماعیل بخاری »، مولف صحیح بخاری (متوفی ۲۵۶هجری ) و «مسلم بن حجاج نیشابوری » مولف صحیح مسلم (متوفی ۲۶۱ هجری ) به آزادی صورت می پذیرفت ، اما خانواده اهل بیت پیامبر(ص ) تحت شدیدترین مراقبتهای امنیتی وسختگیری مستبدانه دولت عباسی با محدودیتهای طاقت فرسا زندگی می کردند.

ماجرای ولادت حضرت مهدی ، امام زمان (ع )را بزرگان علم حدیث از قدمای اصحاب ، مانند«ابی جعفر طبری »، «فضل بن شاذان »، «علی بن حسین مسعودی »، «شیخ صدوق »، «طوسی » و«مفید» با اسناد صحیح از حکیمه عمه امام حسن عسگری (ع ) و خواهر امام هادی (ع ) اینگونه نقل کردند. بعد از شهادت امام هادی (ع ) امام حسن عسگری (ابو محمد) (ع ) در جای پدربزرگوارش قرار گرفت من هم ، مانند همه به زیارتش می رفتم تا از برادرزاده ام دیدار کنم چنانچه به خدمت برادر می رسیدم ، روزی من خدمت ملیکه خانم رسیدم (ملیکه در منزل امام حسن عسگری به نرجس و سوسن نامیده می شد) ملیکه به نزد من آمد تا کفشم را از پایم در آورد. گفتم خانم من ، تواجازه بده من کفشت را در بیاورم ، او بلافاصله گفت : نه ، تو سیده و خانم من هستی اجازه نمی دهم شما کفش از پایم در آورید من برای اوتوضیح دادم که او همسر امام زمان (ع ) من است و او مادر امام بعدی خواهد بود و من باید به اوخدمت کنم . این سخنان و حرفها را برادر زاده ام شنید سپس فرمود عمه جان خداوند تو را جزای خیر دهد و من تا غروب در منزل برادر زاده ام بودم و به منزلم برگشتم .

روز چهاردهم شعبان سال ۲۵۵ هجری فرستاده ای از سوی امام حسن عسگری به خدمت حکیمه عمه خانم رسید که امام (ع ) فرمودندروزه ات را امروز نزد ما افطار کن و امشب ، شب نیمه شعبان است نزد ما باش . به درستی که متولدشود امشب مولودی که بر خداوند منان کریم و برخلق او حجت است و خداوند زمین را بعد ازمردنش توسط او زنده می کند.

حکیمه پرسید: آقای من این فرزند از چه کسی متولد می شود؟ امام فرمود: از نرجس (سوسن ).حکیمه بلافاصله متوجه نرجس (سوسن ) می شودولی بعد از مکثی با تعجب از امام می پرسد آقای من در ایشان اثری از بارداری نمی بینم دوباره امام حسن عسگری تاکید فرمودند از نرجس متولدمی شود، نه غیر او، دوباره حکیمه با دقت بیشتری به نزد نرجس خانم باز می گردد و موضوع را با اودر میان می گذارد و به آنچه که امام فرمود ازحالش می پرسد ولی در کمال تعجب ، نرجس باشرم و حیا پاسخ داد. خانم ، من چیزی از زایمان قریب الوقوع در خود احساس نمی کنم .

این بار حکیمه موضوع را به اطلاع امام حسن عسگری (ع ) رساند و حضرت در پاسخ تبسم فرمودند و اضافه داشتند چون وقت فجر ظاهرشود آثار وضع حمل ظاهر می شود و مثل نرجس مثل مادر موسی است که حمل چندان در او ظاهرنشد و کسی آن را ندانست تا اینکه زمان ولادتش فرا رسید و ماموران فرعون شکمهای زنان حامله را به جهت جستجوی موسی که کاهنان پیش بینی کرده بودند می شکافتند و هزاران مادر و جنین رابه قتل رساندند.

● فجر ولادت مبارک

حکیمه با ملیکه بعد از نماز مغرب و عشا، عصرچهاردهم شعبان ۲۵۵ افطار نمودند و سپس به استراحت و خواب رفتند و حکیمه مراقب ملیکه بود و به هنگام نیمه شب جهت نماز شب حکیمه به نماز می ایستد ولی باز هم از وضع حمل و آثار آن خبری نیست و همین طور نیز ملیکه به نماز ایستاد وهر دو خانم نماز خواندند و ملیکه به استراحت ادامه داد و چون وقت فجر اول طالع شد حکیمه متوجه ملیکه شد که به خواب مجدد رفته است دراین هنگام تردید و شک بر او مستولی بود که چگونه ممکن است آثار وضع حمل و زایمان چندان آشکار نیست ولی نوزادی از ملیکه متولدخواهد شد. حکیمه در این اوهام غرق بود که امام فرمود: عمه خانم ، عجله نکن اکنون وقت ولادت نزدیک است صدای امام ، حکیمه را به خود آوردو او شروع به خواندن سوره های «الم »، «سجده »و «یس » قرآن نمود، در این لحظه متوجه ملیکه شد که از خواب ترسان بیدار شد حکیمه به سوی او رفت . و ادامه ماجرا را اینگونه نقل می کند ملیکه را به سینه خود چسبانیدم و گفتم نام و یاد خدا بر توباد آیا احساسی داری ملیکه با اضطراب گفت بلی عمه . شروع به اذکار و اسما الهی کردم و در این هنگام صدای امام را شنیدم که فرمود سوره قدررا بخوان من سوره قدر را خواندم از ملیکه پرسیدم چه حالی داری ؟ ملیکه گفت : آنچه مولایمان فرمود بر من ظاهر شد احساس طفلی درشکم خود دارم که با من در خواندن سوره قدرهمراهی می کند و بر من سلام می دهد و من ازصدای او می ترسم و اضطراب دارم . حکیمه درعین تعجب و ناباوری صدای امام حسن (ع ) رامی شنود که عمه جان از قدرت الهی تعجب نکن که خداوند معصوم (ع ) را در کودکی به حکمت گویا می کند و در بزرگی حجت خود در زمین برخلق قرار می دهد.

ناگهان ملیکه از چشمم ناپدید شد من او راندیدم انگار حجاب و پرده ای از نور بین من و اوایجاد شد من مضطرب به سوی امام عسگری دویدم ، امام فریاد کنان فرمود عمه برگرد او را درجای خودش خواهی یافت من بازگشتم به اطاق ملیکه و لحظه ای درنگ کردم قرصی از نور تابان دیدم که چشمم را خیره کرد مادر کنار طفلی زیبا باصورتی درخشان نشسته است و کودک به سجده افتاده و انگشتان سبابه خود را به آسمان بلند کرده و ذکرمی گوید.

بعد از شهادت امام هادی (ع ) توسط معتزعباسی در سال ۲۵۴ هجری ، زندگی بر امام حسن عسگری (ع ) توسط ماموران امنیتی عباسی سخت شد در حالیکه نوشتن کتاب احادیث توسطعلمای اهل سنت مانند «محمدبن اسماعیل بخاری »، مولف صحیح بخاری (متوفی ۲۵۶هجری ) و «مسلم بن حجاج نیشابوری » مولف صحیح مسلم (متوفی ۲۶۱ هجری ) به آزادی صورت می پذیرفت ، اما خانواده اهل بیت پیامبر(ص ) تحت شدیدترین مراقبتهای امنیتی وسختگیری مستبدانه دولت عباسی با محدودیتهای طاقت فرسا زندگی می کردند.

ماجرای ولادت حضرت مهدی ، امام زمان (ع )را بزرگان علم حدیث از قدمای اصحاب ، مانند«ابی جعفر طبری »، «فضل بن شاذان »، «علی بن حسین مسعودی »، «شیخ صدوق »، «طوسی » و«مفید» با اسناد صحیح از حکیمه عمه امام حسن عسگری (ع ) و خواهر امام هادی (ع ) اینگونه نقل کردند. بعد از شهادت امام هادی (ع ) امام حسن عسگری (ابو محمد) (ع ) در جای پدربزرگوارش قرار گرفت من هم ، مانند همه به زیارتش می رفتم تا از برادرزاده ام دیدار کنم چنانچه به خدمت برادر می رسیدم ، روزی من خدمت ملیکه خانم رسیدم (ملیکه در منزل امام حسن عسگری به نرجس و سوسن نامیده می شد) ملیکه به نزد من آمد تا کفشم را از پایم در آورد. گفتم خانم من ، تواجازه بده من کفشت را در بیاورم ، او بلافاصله گفت : نه ، تو سیده و خانم من هستی اجازه نمی دهم شما کفش از پایم در آورید من برای اوتوضیح دادم که او همسر امام زمان (ع ) من است و او مادر امام بعدی خواهد بود و من باید به اوخدمت کنم . این سخنان و حرفها را برادر زاده ام شنید سپس فرمود عمه جان خداوند تو را جزای خیر دهد و من تا غروب در منزل برادر زاده ام بودم و به منزلم برگشتم .

روز چهاردهم شعبان سال ۲۵۵ هجری فرستاده ای از سوی امام حسن عسگری به خدمت حکیمه عمه خانم رسید که امام (ع ) فرمودندروزه ات را امروز نزد ما افطار کن و امشب ، شب نیمه شعبان است نزد ما باش . به درستی که متولدشود امشب مولودی که بر خداوند منان کریم و برخلق او حجت است و خداوند زمین را بعد ازمردنش توسط او زنده می کند.

حکیمه پرسید: آقای من این فرزند از چه کسی متولد می شود؟ امام فرمود: از نرجس (سوسن ).حکیمه بلافاصله متوجه نرجس (سوسن ) می شودولی بعد از مکثی با تعجب از امام می پرسد آقای من در ایشان اثری از بارداری نمی بینم دوباره امام حسن عسگری تاکید فرمودند از نرجس متولدمی شود، نه غیر او، دوباره حکیمه با دقت بیشتری به نزد نرجس خانم باز می گردد و موضوع را با اودر میان می گذارد و به آنچه که امام فرمود ازحالش می پرسد ولی در کمال تعجب ، نرجس باشرم و حیا پاسخ داد. خانم ، من چیزی از زایمان قریب الوقوع در خود احساس نمی کنم .

این بار حکیمه موضوع را به اطلاع امام حسن عسگری (ع ) رساند و حضرت در پاسخ تبسم فرمودند و اضافه داشتند چون وقت فجر ظاهرشود آثار وضع حمل ظاهر می شود و مثل نرجس مثل مادر موسی است که حمل چندان در او ظاهرنشد و کسی آن را ندانست تا اینکه زمان ولادتش فرا رسید و ماموران فرعون شکمهای زنان حامله را به جهت جستجوی موسی که کاهنان پیش بینی کرده بودند می شکافتند و هزاران مادر و جنین رابه قتل رساندند.

● فجر ولادت مبارک

حکیمه با ملیکه بعد از نماز مغرب و عشا، عصرچهاردهم شعبان ۲۵۵ افطار نمودند و سپس به استراحت و خواب رفتند و حکیمه مراقب ملیکه بود و به هنگام نیمه شب جهت نماز شب حکیمه به نماز می ایستد ولی باز هم از وضع حمل و آثار آن خبری نیست و همین طور نیز ملیکه به نماز ایستاد وهر دو خانم نماز خواندند و ملیکه به استراحت ادامه داد و چون وقت فجر اول طالع شد حکیمه متوجه ملیکه شد که به خواب مجدد رفته است دراین هنگام تردید و شک بر او مستولی بود که چگونه ممکن است آثار وضع حمل و زایمان چندان آشکار نیست ولی نوزادی از ملیکه متولدخواهد شد. حکیمه در این اوهام غرق بود که امام فرمود: عمه خانم ، عجله نکن اکنون وقت ولادت نزدیک است صدای امام ، حکیمه را به خود آوردو او شروع به خواندن سوره های «الم »، «سجده »و «یس » قرآن نمود، در این لحظه متوجه ملیکه شد که از خواب ترسان بیدار شد حکیمه به سوی او رفت . و ادامه ماجرا را اینگونه نقل می کند ملیکه را به سینه خود چسبانیدم و گفتم نام و یاد خدا بر توباد آیا احساسی داری ملیکه با اضطراب گفت بلی عمه . شروع به اذکار و اسما الهی کردم و در این هنگام صدای امام را شنیدم که فرمود سوره قدررا بخوان من سوره قدر را خواندم از ملیکه پرسیدم چه حالی داری ؟ ملیکه گفت : آنچه مولایمان فرمود بر من ظاهر شد احساس طفلی درشکم خود دارم که با من در خواندن سوره قدرهمراهی می کند و بر من سلام می دهد و من ازصدای او می ترسم و اضطراب دارم . حکیمه درعین تعجب و ناباوری صدای امام حسن (ع ) رامی شنود که عمه جان از قدرت الهی تعجب نکن که خداوند معصوم (ع ) را در کودکی به حکمت گویا می کند و در بزرگی حجت خود در زمین برخلق قرار می دهد.

ناگهان ملیکه از چشمم ناپدید شد من او راندیدم انگار حجاب و پرده ای از نور بین من و اوایجاد شد من مضطرب به سوی امام عسگری دویدم ، امام فریاد کنان فرمود عمه برگرد او را درجای خودش خواهی یافت من بازگشتم به اطاق ملیکه و لحظه ای درنگ کردم قرصی از نور تابان دیدم که چشمم را خیره کرد مادر کنار طفلی زیبا باصورتی درخشان نشسته است و کودک به سجده افتاده و انگشتان سبابه خود را به آسمان بلند کرده و ذکرمی گوید.

در صورت وجود پسورد در فایل های دانلود شده پسورد مورد نظر : www.p30user.com



تبلیغات

آخرین ارسال ها

دانلود سریع نرم افزار ها

تبلیغات متنی

رتبه سایت ما

با عضویت در خبرنامه ی ما از آخرین مطالب ما در ایمیل خود با خبر شوید