تبلیغات

موضوعات

آخرین نظرات

همکاران و دوستان

آمار سایت

  • تعداد مطالب : 1251
  • تعداد صفحات : 8
  • تعداد دیدگاه ها : 1901
  • تعداد کلمات سایت : 715,278
  • آی پی شما : 136.243.36.91

برچسب ها

تبلیغات

 بالن آرزو ويژه مراسم چهارشنبه سوريPC7518BVL
  دود جادويي هفت رنگ ويژه مراسم چهارشنبه سوري 4S PC7518BVL
 حشره كش برقي RIDDEX

پیوندها

متن تبلیغ اول
متن تبلیغ دوم
متن تبلیغ سوم
به سایت پی 30 یوزر خوش آمدید امیدوارم به نیاز های خود برسید
  • ریست پرینتر کانن mp550 ارور ۶C10

    ریست پرینتر کانن mp550 ارور ۶C10
  • ریست پرینتر کانن ***۴ ip

    ریست پرینتر کانن ***۴ ip
  • کرک نرم افزار YoGen Vocal Remover

    کرک نرم افزار YoGen Vocal Remover
  • سریال نامبر آفیس ۲۰۱۰ و ۲۰۱۳ ماکروسافت

    سریال نامبر آفیس ۲۰۱۰ و ۲۰۱۳ ماکروسافت
  • کرک نرم افزار converter xilisoft نسخه ۷٫۸٫۸

    کرک نرم افزار converter xilisoft نسخه ۷٫۸٫۸
  • سریال نامبر نرم افزار Mirillis Action

    سریال نامبر نرم افزار Mirillis Action
  • کرک نرم افزار محبوب ۳D max 2013

    کرک نرم افزار محبوب ۳D max 2013
  • دانلود سریال نامبر نرم افزار Acme CAD Converter 2013 8.6.1...

    دانلود سریال نامبر نرم افزار Acme CAD Converter 2013 8.6.1
روز بزرگداشت عطار نیشابوری از شاعران ایران

روز بزرگداشت عطار نیشابوری از شاعران ایران

تاریخ : دوشنبه، ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
۰دیدگاه
نوشته:میثم جعفری
روز بزرگداشت عطار نیشابوری از شاعران ایرانReviewed by میثم جعفری on Apr 11Rating:
امتیازی داده نشده

حکایتی از مصیبت نامه عطار

آن یکی دیوانه را می تاختند                              کودکانش سنگ می انداختند

در گریخت او زود در قصر عمید                             بود او در صدر آن قصر مشید

دید در پیشش نشسته چند کس                       باز می رانند از رویش مگس

بانگ بروی زد عمید از                                       جایگاه گفت ای مدبر که داد اینجات راه

گفت بود از دیده من خون چکان                          زآنکه سنگم می زدند این کودکان

آمدم کز کودکان بازم خری                                  خود تو صدباره زمن عاجز تری

چون تو را در پیش باید چند کس                         تا زرویت باز می راند مگس

 

روز ۲۵ فروردین ماه در تقویم رسمی کشور به نام عطار نیشابوری نامگذاری شده است و همه ساله مراسم بزرگداشت این شاعر و عارف نامی در شهر نیشابور برگزار می شود.

همایش سال روز ملی عطار نیشابوری ۲۵ فروردین ماه با پیام فرهنگ و ارشاد اسلامی و حضور شخصیتها و عطارشناسان و اندیشمندان در نیشابور برگزار خواهد شد و در این روز پیام احمد مسجد جامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در سراسر جهان مخابره خواهد شد و در بیش از ۲۵ کشور جهان آیین و مراسم ویژه بزرگداشت عطار نیشابوری این شاعر و عارف وارسته و شهیر ایران و جهان برگزار خواهد شد.

با برنامه ریزی به عمل آمده امسال (سال ۱۳۸۴) با برپایی همایش علمی به تمام ابعاد محققانه این شاعر و عارف پرداخته می شود.

برنامه های این روز با صدا درآمدن (زنگ عرفان) در تمامی مدرسه های شهرستان نیشابور آغاز می شود و سپس همایش علمی اندیشمندان و محققان علم و ادب و عرفان با حضور چون استاد: دکتر جلال الدین کزازی، دکتر تقی پور نامداریان، دکتر محمدجعفر یاحقی، دکتر رضا اشرف زاده، دکتر رضا انزابی نیاد و دکتر بهروز ثروتیان در محل فرهنگسرای سیمرغ در نوبت صبح برگزار خواهد شد و سپس گلباران مقبره عطار نیشابوری، این شاعر و عارف نامی ایران توسط دانش آموزان انجام خواهد شد.

اجرای موسیقی سنتی، انتشار بولتن جهت معرفی اثر و شخصیت عطار نیشابوری، سخنرانی اساتید برجسته دانشگاه و برگزاری نمایشگاه کتاب و صنایع دستی از دیگر برنامه های بزرگداشت روز عطار نیشابوری است.

یکی از سرآمدان شعر و ادب فارسی، عطار نیشابوری است. مورخان و محققان، نام او را «محمد» و لقبش را «فرید الدین» و کنیه اش را «ابوحامد» نوشته اند. در اشعارش بیشتر به «عطار» تخلص نموده و گاهی هم «فرید» را که بی گمان مخفف لقب اوست ـ برای تخلص شعری خود برگزیده است. نام پدر عطار هم ابراهیم و کنیه او ابوبکر است و بعضی به اشتباه، جز این نوشته اند. مادر او هم چنانکه از فحوای کلام عطار بر می آید، زنی اهل معنی و خلوت گزیده بوده است. عطار در وصف مادر خود سروده است.

اگر چه رابعه صد تهمتن بود                           ولیکن ثانبه این نیک زن بود

چنان پشتم قوی داشت آن ضعیفه                 که ملک شرع را روی خلیفه…..

نبود او زن که مرد معنوی بود                          سحرگاهان دعای او قوی بود

سال تولد شیخ را که اکثر مورخان ۵۱۲ یا ۵۱۳ در «کدکن نیشابور» نگاشته اند، که به دلایلی نادرست است. زیرا اگر شهادت او را در سال ۶۱۸ و در قتل عام نیشابور به دست مغول درست بدانیم به ناچار باید مدت عمر او را یکصد و شش سال پنداشت که این نظر، با اشعار شیخ که عمر خود را از سی سالگی تا هفتاد و اند سالگی ذکر کرده، سازگار نیست. آخرین سالی را که عطار برای عمر خود ذکر کرده است، «هفتاد و اند» است:

مرگ در آورد پیش، وادی صد ساله راه             عمر تو افکند شست بر سر هفتاد واند

پس بنابراین شیخ بیش از هفتاد سال و کمتر از هشتاد سال عمر داشته است. و اگر بپذیریم عطار در سال ۶۱۸ به دست مغولان به شهادت رسید، و در آن تاریخ نزدیک به هشتاد سال سن داشته، پس فرض ولادت او در حدود سال ۵۴۰ به واقع نزدیکتر است.

آرامگاه عطار، نیشابور (استان خراسان)

شیخ عطار داروخانه ای داشته که در آن به کار طبابت می پرداخته است

به داروخانه پانصد شخص بودند                            که در هر روز نبضم می نمودند

و در همان ایام، شعر هم می سرود و دو کتاب معروف «مصیبت نامه» و «الهی نامه» را در داروخانه آغاز کرد:

مصیبت نامه کاندوه جهان است                          الهی نامه کاسرار عیان است

به داروخانه کردم هر دو                                      آغاز چه گویم زود رستم زان و این، باز

ظاهراً اشتغال به کار طبابت و اداره کردن داروخانه ای پر رونق که هر روز پانصد شخص در آنجا نبض می نمودند، عطار را از هر کس بی نیاز می کرد:

بحمدا… که در دین بالغم من                        به دنیا از همه کس فارغم من

هر آن چیزی که باید بیش از آن هست           چرا یازم به سوی این و آن دست؟

و به همین سبب است که شیخ زبان به مدح شاهان نیالود و قدر و منزلت سخن را نکاست و لطافت شعر خود را به دون همتی تیره نساخت:

لاجرم اکنون سخن با قیمت است                  مدح منسوخ است و دقت حکمت است

دل زمنسوخ و زممدوحم گرفت                       ظلمت ممدوح در روحم گرفت

تا ابد ممدوح من حکمت بس است                 در سر جان من این همت بس است

دولتشاه و جامی و دیگر تذکره نویسان، برای ورود شیخ به حوزه عرفان و پیوستن او به حلقه صوفیان، داستانی بافته و ساخته اند که قابل قبول نیست.

دولتشاه می نویسد: «شیخ روزی خواجه وش بر سر دکان نشسته بود و پیش او غلامان چالاک کمر بسته، ناگاه دیوانه ای بلکه در طریقت فرزانه ای به در دکان رسید و تیز تیز در دکان او نگاهی کرد بلکه آب در چشم گردانیده آهی کرد، شیخ درویش را گفت: چه خیره می نگری؟ مصلحت آن است که زود درگذری. دیوانه گفت: ای خواجه من سبکبارم و بجز خرقه هیچ ندارم.

ای خواجه کیسه پر عقاقیر                             در وقت رحیل چیست تدبیر؟

من زود از این بازار در می توانم گذشت؛ تو تدبیر اثقال و احمال خود کن! و از روی بصیرت فکری به حال خود کن. گفت: چگونه می گذری؟ گفت: این چنین و خرقه از بر کنده، زیر سر نهاده جان به حق تسلیم کرد. شیخ از سخن مجذوب پر درد گشت و دل او از خشکی بوی مشک گرفت. دنیا بر دل او همچون مزاج کافور سرد شد و دکان را به تاراج داد و از بازار دنیا بیزار شد. بازاری بود، بازاری شد. در بند سودا بود، سودا در بندش کرد. نه که این سودا موجب اطلاق است و مخرب بارنامه و طمطراق.»

و بنابه روایت جامی، سبب گرایش عطار به تصوف آن بود که: «روزی در دکان عطاری مشغول و مشغوف معامله بود. درویشی آنجا رسید و چند بار شی ءٌ لله گفت. وی به درویش نپرداخت، درویش گفت: ای خواجه تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت: چنانکه تو خواهی مرد. درویش گفت: تو همچون من می توانی مرد؟ عطار گفت: بلی. درویش کاسه چوبین داشت، زیر سر نهاد و گفت: الله و جان بداد. عطار را حال متغیر شد و دکان بر هم زد و به این طریق درآمد.»

همانگونه که اشاره شد، این سخنان به دلایلی قابل قبول نیست. نخست آنکه شیخ عطار از آغاز عمر و زمان کودکی به سخن صوفیان متمایل بوده است و ایشان را دوست می داشته است و این مطلب از مقدمه تذکره الاولیا حاصل است.

دو دیگر آنکه وی ـ همانگونه که اشاره شد ـ مصیبت نامه و الهی نامه را در داروخانه به نظم کشیده و این هر دو منظومه، به اسرار معرفت و رموز طریقت آمیخته است و قطعاً عطار به هنگام سرودن آنها رسوخی در تصوف داشته و گامها در سیر و سلوک عرفانی برداشته است.

چنانکه از ظاهر آثار عطار بر می آید، او بر مذهب اهل سنت بوده است. اظهار ارادت فراوانی که عطار نسبت به خلفای سه گانه و شافعی و ابو حنیفه در مثنوی خسرونامه و کتاب تذکره الاولیا دارد، به نحوی است که تردید در مذهب او را از بین می برد و جایی برای تأویل باقی نمی گذارد. با این حال نسبت به خاندان اهل بیت خصوصاً مولی الموحدین علی بن ابیطالب (ع) اخلاص و ارادتی توأم با صدق نیت و حسن اعتقاد دارد. و همین اخلاص و ارادت او سبب شده است تا قاضی نورالله شوشتری به اشعار او تمسک جوید و او را در زمزه شیعیان بداند.

عطار را بر هر مذهبی که بدانیم باید او را مردی مخلص و مؤمن، خداشناس و خداترس، زاهد و عاشق و سالک و اصل دانست.

فهرست دقیقی از آثار عطار در دست نیست. تعداد کتابهایی را که به او نسبت داده اند، از صد جلد متجاوز است. در پر گویی عطار حرفی نیست. خود او هم به این نکته اشاره داد:

ز هر در گفتم و بسیار گفتم                           چو زیر چنگ شعری راز گفتم

کسی کو چون منی را عیب جویست              همین گوید که او بسیار گویست

اما انتساب مجموعه ای صد جلدی به او هم چندان درست نمی نماید. خود او در خسرو نامه از مصیبت نامه، الهی نامه، اسرار نامه، مختار نامه، مقامات طیور یا منطق الطیر و خسرو نامه و جواهر نامه و شرح القلب یاد کرده است. و ضمناً به قصاید و غزلیات و قطعات سروده شده خود هم اشاره دارد. بنابراین آثار مسلم عطار را می توان این قرار دانست:

۱ـ مصیبت نامه، ۲ـ الهی نامه، ۳ـ اسرار نامه، ۴ـ مختار نامه، ۵ـ مقامات طیور، ۶ـ خسرو نامه، ۷ـ جواهر نامه، ۸ـ شرح القلب، ۹ـ دیوان قصاید و غزلیات.

و چون کتاب منثور تذکره الاولیا را هم بر این مجموعه بیفزاییم تعداد آثار مسلم او به ده کتاب بالغ می گردد. با این حال نمی توان همه آثار را یکدست دانست. از این رو منطق الطیر، الهی نامه، مصیبت نامه و اسرار نامه در یک سطح می باشند و گوینده او بی شک عطار است. اما آثاری مانند خسرو نامه، جواهر الذات همچنین اشتر نامه جهت مضمون و هم از لحاظ شیوه بیان، به سخن گوینده الهی نامه و منطق الطیر نمی رسد و در صحت انتساب آنها به عطار جای تأمل است. چنانکه مظهر العجایب، لسان الغیب، کنز الاسرار، مفتاح الفتوح و وصیت نامه، بی شک مدتها بعد از روزگار عطار به وصف آمده اند و آثاری مانند هیلاج نامه، منصور نامه، خیاط نامه، وصلت نامه و بیسر نامه بی گمان مجعول است و نمی توان آنها را در شمار سخن عطار آورد.

عمری به هوس گذاشتی خیز و برو              سر بر که و مه گذاشتی خیز و برو

دانی تو که هر که زار ناچار بمرد                   به از من و از همچو تو بسیار بمرد

***

از مال جهان جز جگری ریشم نیست             اینست و جز این هیچ کم و بیشم نیست

از خویشتن و خلق به جان آمده ام               یک ذره دل خلق و سر خویشم نیست

***

آنکس که تمام متقی خواهد بود                  ایمن بدنش ز احمقی خواهد بود

جز دردم واپسین نگردد روشن                     تا خواجه سعید یا شقی خواهد بود

***

شب نیست که خون از دل غمناک نریخت      روزی نه که آب روی من پاک نریخت

یک شربت آب خوش نخوردم همه                عمر تا باز ز راه دیده بر خاک نریخت

***

گفتم دل و جان بر سر کارت کردم                  هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا تو که باشی که کنی یاد                       مرا کان من بودم که بی قرارت کردم

در صورت وجود پسورد در فایل های دانلود شده پسورد مورد نظر : www.p30user.com



تبلیغات

آخرین ارسال ها

دانلود سریع نرم افزار ها

تبلیغات متنی

رتبه سایت ما

با عضویت در خبرنامه ی ما از آخرین مطالب ما در ایمیل خود با خبر شوید